فلسفه

برای سال ۱۴۰۰: در نفی برنامه‌ریزی بلندمدت و آرزواندیشی

همهٔ ما آرزوهای فراوانی داریم که فانتزی برآورده‌ شدن آن را در سر می‌پرورانیم، یا لااقل اگر آرزوی خاصی نیز نداشته باشیم، انتظارهایی داریم (از خود، دیگران، جامعه، زمانه) که درصدد تحقق آن‌ها هستیم و… ادامه »برای سال ۱۴۰۰: در نفی برنامه‌ریزی بلندمدت و آرزواندیشی

جستاری درباره آدم‌های خوب و آدم‌های لازم

در مواجهه با احساسات، عواطف و هیجانات دیگران، معمولاً دست‌وپایمان را گم می‌کنیم. آنچه که بر دیگری رخ داده است، برایمان ممکن است حسادت آور، خوش‌حال و یا ناراحت‌کننده باشد. همه این احساساتی که نسبت به وضعیت دیگران داریم تا وقتی که درونی‌اند، معمولاً مشکل‌ساز نمی‌شوند. ماجرا از کجا بحرانی می‌شود؟ از آن جا به هر دلیلی، خواسته… ادامه »جستاری درباره آدم‌های خوب و آدم‌های لازم

در جست‌و‌جوی [شیمیِ] خوشبختی

چندسال پیش این انیمیشن را به پیشنهاد دوستی* دیدم که آن موقع برایم بسیار تکان دهنده بود: (YouTube Embed) اتفاقی که در انیمیشن می‌افتد به نظرم ساده است، ابتدا ذم سرمایه‌داری را می‌گوید، از انبوه… ادامه »در جست‌و‌جوی [شیمیِ] خوشبختی

من زنده خواهم ماند: عریضه‌ای درباره بدگمانی و امیدواری

اسامی زیادی را مرور می‌کنم، حتی آن‌هایی که سنی گذرانده‌اند و یا سمتی دولتی دارند. آدم‌هایی که خوش‌بینی‌شان زبان‌زد بود؛ سر بسته بگویم، قافیه را به نومیدی و افسردگی باخته‌ایم. دانشجویان، تکنیسین‌ها و کسانی که آن‌ور آب هواخواهی دارند آهنگ رفتن می‌نوازند،… ادامه »من زنده خواهم ماند: عریضه‌ای درباره بدگمانی و امیدواری

درباره کنج‌دنج

شاید این نوشته من رنگ و بوی روان‌شناسی بگیرد یا شبیه این نوشته‌های موفقیت شود، از این‌ها که موفقیت در بیست گام و زندگی خوب در دو هفته و پولدار شدن تنها با یک حرکت… ادامه »درباره کنج‌دنج

پیرامون چرایی و چگونگی «تغییرات» عموماً منتالی

 

فرش و سنت

چند وقتی است جایی تکه کاغذی چسبانده‌ام که درباره «تغییر» بنویسم، حرفی که مدت‌ها در فواصل گلویم خشک‌شده و اذیت می‌کند. ازآنجاکه به قول امیرخانی در پیش‌گُفتار نفحات نفتش این نوشته‌ها از گونه نوشته (essay) است و نه مقاله (article) دست و قلمم باز است هرآن گونه که می‌خواهم به این مقوله بپردازم و فارغ از نگاه آکادمیک به بیان تجربیات و مشاهدات خود اقامه کنم و خوب طبق عادت مألوف، درزمینهٔ پذیرش، نپذیرفتن، خرده گیری، بهین گزینی، اشکال و احیاناً ستایش این نوشته، آتش به اختیارید.

در ابتدا باید بگویم که مراد از «تغییر» را در این نوشته فعلاً تغییری تعبیر می‌کنم که نتوان با چشم غیرمسلح دید، تغییری که نیاز به تجربه کردن یا دانستن دارد مثل تغییر در باورها، رفتار، جهان‌بینی و یا نوع نگاه. چند موضوع عمده که خودم با آن دست‌به‌گریبانم را توضیح می‌دهم و در پایان نتیجه دل‌پذیرم را حاصل می‌کنم. یک جورایی خود گویی و خود خندی!ادامه »پیرامون چرایی و چگونگی «تغییرات» عموماً منتالی