نوشته‌های

دسته‌بندی با مردمان

به‌گوش رسیده جدید:
در محفلی بحثی بود، یکی از حاضران که مشارکتی در بحث نداشت و ناظر گفت‌وگوها بود، ناگاه شاکی شد و جلو آمد و گفت: «آقا انگار ما توی ایران شما زندگی نمی‌کنیم».
پاسخی در یک بحث گروهی:
هدف همه‌ی ما احتمالاً یک چیزه؛ اینکه به یک کشور توسعه‌یافته از لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تبدیل بشیم؛ که همه‌ی این‌ها هم در خدمت توسعه‌ی انسانیه. حتی شاید اگه از حاکمیت هم بپرسیم، بتونیم در اهداف اشتراکات زیادی پیدا کنیم. بله. استراتژی‌ها متفاوته برای رسیدن به این هدف اما «بودجه‌ی محدودی» داریم، باید بتونیم هم‌دیگه رو متقاعد کنیم که همه باید از یک  مسیر حرکت کنیم، نمی‌شه هر کسی یه مسیری رو انتخاب کنه. مسیر توسعه نیازمند تمرکز و مشارکت همه‌ست. من، تو،‌ همه. من دنبال رنجش خاطر کسی نیستم، شرمنده که گزنده‌ست احتمالاً.
این را همین ابتدا می‌‏گویم تا نگرش و زاویه‌‏ام را به موضوع روشن مشخص کنم؛ استفاده از عبارت‌‏های انگلیسی در محاورات روزمره‌ی فارسی، به شرط اینکه معادل شایسته‌‏ای داشته باشند، مذموم است. اما چه چیزی رخ می‌دهد که «به‌هرحال» را «انی‌‏ویز»، «برجسته» را «بولد» و «تقویم» را «کلندر» می‌‏گوییم؟
کمی‌ بیش‌تر؛
اگر این روزها در اینستاگرام چرخیده و یا توییتر را دنبال کرده باشید، متوجه واکنش‌های گوناگونی به طراحی داخلی خانه‌ی هدی رستمی شده‌اید. هدی رستمی را از سال‌های دور و با پروژه‌ی شهر پنهان - Hidden City می‌شناسم، این روزها اما بیشتر به بلاگر یا اینفلوئنسر سفر شناخته می‌شود. در میان اطرافیانم کسی را نمی‌شناسم که به سبک زندگی او رشک نبرد و این «به‌اشتراک‌گذاری» خانه‌ی جدیدش نیز آه از دل بسیاری برآورده است! هرچند که هدی از ما بینندگان خواسته است که به ‘فومو’ یا همان «ترس از جاماندن» دچار نشویم و تصاویر ویرایش‌شده‌ی خانه‌اش را با زندگی واقعی خودمان مقایسه نکنیم، اما همین توصیه نیز بنزینی بر آتش دل بسیاری ریخته است. اما چرا؟
مرز باریکی بین توحش و تمدن وجود دارد که دوامش بر دوش انسان‌هایی سنگینی می‌کند که خودخواهی‌شان را در دگرخواهی دیده‌اند.
برای سال ۱۴۰۳
بحران‌های اقتصادی، تنها بحران اقتصادی نیستند، بلکه در عمق بحران‌های اگزیستانسیالیستی‌اند. کار کردن دیگر کفاف امرار معاش را نمی‌دهد و از معنای اصلی خود که امکانی برای زیست‌پذیری در جهان امروز فراهم می‌کرد، جدا شده. زیست اجتماعی، آن‌قدر که برای پدران و مادران ما در دسترس بود، امروز یافت نمی‌شود و دیگر «خانه-‌و-زندگی» ساختن یک کیفیتی کاملا طبقاتی است.