جستارها و نوشته‌ها
محمدحسین انصاری
جامعه و سیاست > جامعه‌ی مدنی
۱۸ اسفند ۱۴۰۴·۲ دقیقه برای خواندن

ملاحظاتی درباره‌ی متعلقات وطن

من فکر می‌کنم که مقداری راحت از پیشاوند‌ها و پساوند‌های وطن استفاده می‌کنیم. باید مقداری با صرافت بیشتری درباره‌ی اطلاق آن‌ها فکر و مصرف کنیم.

وطن‌فروش کیست؟

کسی است که ممکن است علی‌الظاهر، حرف، دغدغه و مسئله‌ی ایران را داشته باشد اما آگاهانه منافع دشمنان ایران را تامین می‌کند و در قبالش مزد می‌گیرد. وطن‌فروش بی‌اغماض خائن است.

ناهم‌وطن کیست؟

کسی است که دیگر با سرنوشت جمعی مردم ایران هم‌سرنوشت نیست. فارسی صحبت می‌کند، شناسنامه و کد ملی دارد، تعلقات فرهنگی دارد، شاید در ایران زیست کند یا رفت‌وآمد داشته باشد؛ خانواده و یا دوستانی در ایران داشته باشد که احوالات آن‌ها برایش مهم باشد، اما به‌صورت‌کلی خوشبختی یا بدبختی ایران تاثیری واضح در سرنوشت او ندارد یا دست‌کم امر این چنین بر ایشان مشتبه شده است.

وطن‌زده کیست؟

کسی است هم‌سرنوشت مردم ایران است، اما آن‌قدر از دست حاکمیت به‌سطوح آمده و یا آن‌قدر غرق روایت دیگری شده که دیگر مناسبات ملی برایش کم‌رنگ گشته است. مثلاً تمامیت ارضی برای او خدشه‌دار نمی‌شود اگر توسط آمریل مورد تهاجم قرار گیرد. یا اگر حکومت توسط قوای متخاصم سرنگون شود به‌ استقلال ایران صدمه نمی‌خورد. از نظر او اگر مدرسه بمب می‌خورد چون جمهوری اسلامی در آنجاست، انبار نفت بمب می‌خورد چون نیروی سرکوب آن‌جاست. همه‌ی وقایع را نسبت به جمهوری اسلامی تفسیر می‌کند، کامپلکس جمهوری اسلامی دارد.

وطن‌گرا کیست؟

کسی است که می‌تواند هم‌ یا ناهم‌سرنوشت مردم ایران باشد، در عین‌حال از جمهوری اسلامی ایران ظلم دیده است: جان، مال و آبرویش، آینده‌ی ممکنش در این ممکلت توسط حاکمیت به‌مخاطره کشیده -به‌هردلیلی- اما در روزگاری که موجودیت ایران به تهدید افتاده است، پشت ایران ایستاده و از دفاع ملی-میهنی حمایت می‌کند، حامی قوای مسلح است ولو این‌که از  جمهوری اسلامی صدمه دیده.

وطن‌مند کیست؟

وطن‌مند بر سیاق شهروند. کسی است که از نظر برخی از کارگزاران جمهوری اسلامی «مردم» است. صداوسیما ذائقه‌ی ایشان را مدنظر دارد، خیابان در انحصار ایشان است، دستگاه تبلیغاتی،‌ فرهنگی، سیاسی و عرصه‌های شهروندی فعال در ید ایشان است. لزوما ذی‌نفع اقتصادی نیستند، چه‌بسا از قشرهای آسیب‌دیده و سختی‌کشیده‌ در تلاطم‌‌های اقتصادی باشند، اما تنها گروهی هستند که حاکمیت واقعا نمایندگی‌شان می‌کند و به مطالبات‌شان پاسخ می‌دهد. نسبت این‌ها با ایران و دفاع روشن است. بی‌تردید بیشترین هزینه را برای حفظ مملکت می‌دهند و بیشترین آسیب را می‌بینند. بزرگ‌ترین اقلیت ایران‌اند.

وطن‌بان کیست؟‌

کسی که سینه سپر می‌کند و پشت لانچر می‌نشیند. در سیلوی موشکی زندگی می‌کند. می‌داند که بمب عمل‌نکرده هرآن ممکن است منفجر شود اما بی‌تجهیزات سودای خنثی‌سازی آن را دارد. کسی است که می‌داند هرآن سقف بر سرش می‌ریزد اما دل نمی‌کند از گشتن کمدبه‌کمد خانه‌ای بمب خورده که مبادا کسی آنجا هنوز نفسی داشته باشد. کسی است که پشت ضدهوایی عهد ناصری می‌نشیند و در مقابل جنگ‌افزار روز دشمن جاخالی نمی‌کند.  

بی‌وطن کیست؟‌

کسی است که آگاهانه از تعلقات وطن دست‌شسته و راه‌ورسم دیگری را تقلید می‌کند. نه خودش را ایرانی می‌داند و نه از موضوع ابایی دارد. حالا ولو آن‌که شناسنامه‌ی ایرانی داشته باشد.

باوطن کیست؟

کسی که صاحب واقعی وطن است. مردمان هم‌سرنوشت آن. ایرانی‌ها.

وطن چیست؟

ایران.

«جنگ کردن با خردمندان آسان‌تر است از حلوا خوردن با بی‌خردان» | ۱۴۰۵-۱۳۹۳ | درباره