مقدمه، یک تجربهی شخصی سال دوم علوم کامپیوتر هنوز شروع نشده بود که بنا به دغدغههایم در کنکور علوم انسانی شرکت کردم و در رشتهی برنامهریزی اجتماعی پذیرفته شدم، همان چیزی بود که میخواستم اما یک مشکل بزرگ وجود داشت و آن هم اینکه نتوانسته بودم در ظرفیت روزانه پذیرفته شوم و اگر میخواستم این تغییر رش
در زمان جنگ جهانی دوم، یک خبرنگار اروپایی با موسولینی، رهبر ایتالیا، مصاحبهای کرد و گفت: «جناب موسولینی، من هشت ماه است که در کشور ایتالیا سیاحت میکنم، در کارخانهها، کارگران فقیر، بیمار، بیمعلومات و عقبافتادهاند؛ در مزارع کشاورزان و زارعان همین وضع را دارند؛ در مؤسسات آموزشی و پرورشی همین وضع
زمانی در همین کرهی خاکی، نیاکان ما برای تصاحب منابع اندک و ارضای نیازهای خود دست به خشونت و تهاجم میزدند؛ در ابتدا که ساختارهای همکاری میان گونهی انسانِ هوشمند ضعیف بود، این نزاعها به صورت انفرادی رخ میداد اما پس از آنکه انسان توانست در واحدهای قبیلهای و قومی همکاری کند، این نزاعها به سطح قوم
دقیق نمیتوانم مشخص کنم که این هیاهوی قوتگرفته پیرامون مصوبهی اخیر مجلس، مبنی بر تعیین سقف حقوق مدیران دولتی، چه اندازه خاستگاهی منطقی دارد و چه اندازه خاستگاهی تعصبی-حزبی دارد. اما یک چیز آشکار است، آزردگی خاطر مردم، که البته طبیعی است. بخش قابل توجهی از نمایندگان مجلس کنونی، رنگوبویی از اصلاحا