جامعه شناسی

دردی که استارتاپ‌ها از جامعه دوا می‌کنند

خاک چند روز الکامپ استارز هنوز روی شانه‌هایم نشسته است که انگیزه‌ای یافتم برای نگارش نوشتاری که توضیح دهد چطور «استارتاپ ها»، «روحیه کارآفرینی» و در نهایت «اکوسیستمی که اینها در جامعه فراهم کرده‌اند موجب… ادامه »دردی که استارتاپ‌ها از جامعه دوا می‌کنند

جامعه‌شناسی به‌مثابه اژدهاکُشی

نقل است: «سال‌ها پیش ایرانی بزرگواری به چین رفت و در رشته اژدهاشناسی تحصیلات خود را با موفقیت گذراند و پس از اخذ مدرک دکترای اژدها شناسی به ایران بازگشت، اما با این حقیقت تلخ… ادامه »جامعه‌شناسی به‌مثابه اژدهاکُشی

درباره کنج‌دنج

شاید این نوشته من رنگ و بوی روان‌شناسی بگیرد یا شبیه این نوشته‌های موفقیت شود، از این‌ها که موفقیت در بیست گام و زندگی خوب در دو هفته و پولدار شدن تنها با یک حرکت… ادامه »درباره کنج‌دنج

چند نکته درمورد میانه‌روی با نگاهی به کتاب اعتقاد بدون تعصب پیتر برگر

با گسترش پدیده دین گرایی در غرب دو واژه «نسبی‌گرایی» و «بنیادگرایی» به‌شدت سر زبان‌ها آمدند، نسبی گرایی داعیه‌دار تسامح با مهاجرین، ادیان و فرهنگ‌های گوناگون بود و از طرف مؤمنین و اقلیت‌های فرهنگی نیز مدافع تقلیل دستورهای دینی و فرهنگی به موازین جامعه میزبان؛ بنیادگرایی نیز در هر دو سو بر آتش مخالفت می‌دمید و خواستار حفظ ارزش‌ها و مؤکد بر مشروعیت انحصاری بود. اما در این فرصت می‌خواهیم در مورد میانه‌روی صحبت کنیم، میانه‌روی در یک کلام، از نسبی‌گرایی و مطلق‌گرایی پرهیز می‌کند؛ امری که امروز نیازمند آن هستیم.ادامه »چند نکته درمورد میانه‌روی با نگاهی به کتاب اعتقاد بدون تعصب پیتر برگر

در روزهای آخر اسفند

به دلایلی که خود موضوع نوشتاری دیگر است، تمایل دارم از هیاهوی عید تا حد ممکن فاصله بگیرم و دامانم را این زرق‌وبرق و تکاپوی هرساله پاک نگاه دارم؛ این فاصله گرفتن که سال‌به‌سال پر عمق‌تر و مؤثرتر می‌شود، مزایایی دارد، در یک مورد این‌که اجازه می‌دهد نگاه کلی و برون به درونی به مسئله عید داشته باشم. می‌توانم نگاه درست‌تری به آنچه در جامعه پیرامونم می‌گذرد بیندازم و آنچه که اتفاق می‌افتد، سنت را ببینم و به‌تبع آن بتوانم تحلیل‌های شخصی خودم را از اوضاع داشته باشم.ادامه »در روزهای آخر اسفند

تراژدی رمانتیک بودن

برای پیدا کردن درگیری ذهنی تازه در روزگاری که به سادگی نمی‌گذرد، به نشست «مطالعات عاطفه در ایران» که در دانشکده خودمان –دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی- بود رفتم. جستارها و موضوعاتی که در… ادامه »تراژدی رمانتیک بودن