اقتصاد

نوشتاری بر مصوبه ۲۴ میلیون‌تومانی

دقیق نمی‌توانم بگویم این هیاهوی قوت گرفته پیرامون مصوبه اخیر مجلس مبنی بر تعیین سقف حقوق مدیران دولتی، چه اندازه خواستگاه منطقی یا چه اندازه خواستگاه تعصبی حزبی دارد. اما یک چیز آشکار است، آزردگی خاطر مردم، اگرچه طبیعی است.

بخش قابل‌توجه ای از نمایندگان مجلس کنونی، رنگ و بویی از #اصلاحات و اعتدال را با خود به مجلس برده‌اند و پایگاه اجتماعی درخوری در میان مردم دارند، اما در این مورد خاص حتی بدنه فعال اصلاح‌طلب و اعتدالی هوادار دولت و مجلس در شبکه‌های اجتماعی، در برابر پرخاشگری‌های طیف مقابل درباره این مصوبه  جنجالی در این شبکه‌ها – به‌ویژه در توییتر – موضع سکوت گرفته و یا حتی تا اندازه‌ای نیز همراه شده‌اند، که البتادامه »نوشتاری بر مصوبه ۲۴ میلیون‌تومانی

والله که کار نیست!

بگذارید سخن پایانی را همین ابتدا بزنم؛ #کار نیست، تُخمِ شغلِ دولتی را ملخ خورده و آن چندتایی هم که مانده پس از آزمون‌های استخدامی نصیب برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌ها می‌شود. بخش خصوصی هم برای شما فرش قرمزی پهن نکرده که میز و صندلی چرخ دارد بدهد با حقوق و حق عائله‌مندی.

بخت داشته باشید که پدرِ کارخانه‌دار یا چه میدانم شرکت دار داشته باشید که بروید وَرِ دلِ ایشان دست‌به‌کار شوید و یا #رانت_دولتی داشته باشید که بتوانید یک آب‌باریکه‌ای برای خودتان دست‌وپا کنید، یا اگر مانند من از این شانس‌ها ندارید بگذارید خیالتان را راحت کنم، کار برای من و شما نیست، می‌خواهید قبول کنید یا نه.ادامه »والله که کار نیست!