شادکامی و سیاست‎گذاری عمومی: چرا این ره که می‎رویم به ترکستان است؟

در زمان جنگ جهانی دوم، یک خبرنگار اروپایی با موسولینی، رهبر ایتالیا، مصاحبه‎ای کرد و گفت: «جناب موسولینی، من هشت ماه است که در کشور ایتالیا سیاحت می‎کنم، در کارخانه‎ها، کارگران فقیر، بیمار، بی‎معلومات و عقب افتاده‎اند؛ در مزارع کشاورزان و زارعان همین وضع را دارند؛ در موسسات آموزشی و پرورشی همین وضع را می‎بینم، […]

درباره یک استاندارد دوگانه: روسپی‎گری و فروش کلیه

فروختن کلیه یا پلاسمای خون برای امرار معاش را مذموم نمی‎دانیم، حتی به‎گمانم تلقی مثبتی نیز وجود دارد، تعبیری از «از خودگذشتگی» یا «فداکاری» برای پدری که کلیه‎اش را برای درمان سرطان دخترش فروخته است می‎کنیم، برای او ارج و قرب خاصی قائلیم اما در عین‎حال با «فاحشه» خطاب کردن کسی که روسپی‎گری را برای […]

دردی که استارتاپ‎ها از جامعه دوا می‎کنند

خاک چندروز الکامپ استارز هنوز روی شانه هایم نشسته است که انگیزه ای یافتم برای نگارش نوشتاری که توضیح دهد چطور «استارتاپ ها»، «روحیه کارآفرینی» و در نهایت «اکوسیستم»ی که این‎ها در جامعه فراهم کرده‎اند موجب بهبود و یا حتی در بعضی موارد حل برخی از چالش‎های اجتماعی در جامعه شده‎اند. مواردی که ذکر می‎شوند […]

جامعه‎شناسی به‎مثابه اژدهاکُشی

نقل است: «سال‎ها پیش ایرانی بزرگواری به چین رفت و در رشته اژدهاشناسی تحصیلات خود را با موفقیت گذراند و پس از اخذ مدرک دکترای اژدهاشناسی به ایران بازگشت، اما با این حقیقت تلخ مواجه شد که برای وی بازار کاری وجود ندارد؛ در ایران نه اژدهایی وجود داشت و نه نیازی به شناخت آن […]

درباره کنج‎دنج

شاید این نوشته من رنگ و بوی روان‌شناسی بگیرد یا شبیه این نوشته‌های موفقیت شود، از این‌ها که موفقیت در بیست گام و زندگی خوب در دو هفته و پولدار شدن تنها با یک حرکت است، شاید شبیه این‌ها باشد، اما نوشته من روان‌شناسی موفقیت نیست، اگر خودم بخواهم دسته‌بندی کنم اسمش را می‌گذارم تجربه […]

چند نکته درمورد میانه‎روی با نگاهی به کتاب اعتقاد بدون تعصب پیتر برگر

با گسترش پدیده دین گرایی در غرب دو واژه «نسبی‌گرایی» و «بنیادگرایی» به‌شدت سر زبان‌ها آمدند، نسبی گرایی داعیه‌دار تسامح با مهاجرین، ادیان و فرهنگ‌های گوناگون بود و از طرف مؤمنین و اقلیت‌های فرهنگی نیز مدافع تقلیل دستورهای دینی و فرهنگی به موازین جامعه میزبان؛ بنیادگرایی نیز در هر دو سو بر آتش مخالفت می‌دمید […]

در روزهای آخر اسفند

به دلایلی که خود موضوع نوشتاری دیگر است، تمایل دارم از هیاهوی عید تا حد ممکن فاصله بگیرم و دامانم را این زرق‌وبرق و تکاپوی هرساله پاک نگاه دارم؛ این فاصله گرفتن که سال‌به‌سال پر عمق‌تر و مؤثرتر می‌شود، مزایایی دارد، در یک مورد این‌که اجازه می‌دهد نگاه کلی و برون به درونی به مسئله […]

تراژدی رمانتیک بودن

برای پیدا کردن درگیری ذهنی تازه در روزگاری که به سادگی نمی‌گذرد، به نشست «مطالعات عاطفه در ایران» که در دانشکده خودمان –دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی- بود رفتم. جستارها و موضوعاتی که در نشست مطرح شد بعلاوه دغدغه‌های شخصی و بیش بر این‌ها، رنجی که خود از حضور در جامعه هنجار زده می‌برم […]

والله که کار نیست!

بگذارید سخن پایانی را همین ابتدا بزنم؛ #کار نیست، تُخمِ شغلِ دولتی را ملخ خورده و آن چندتایی هم که مانده پس از آزمون‌های استخدامی نصیب برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌ها می‌شود. بخش خصوصی هم برای شما فرش قرمزی پهن نکرده که میز و صندلی چرخ دارد بدهد با حقوق و حق عائله‌مندی. بخت داشته باشید که […]

سیزدهم بداختر

با امروز اگر بخواهیم برآورد کنیم، نوزده «سیزده به در» را دیده‌ام، گمان نمی‌کنم بیشتر از انگشت‌های یک دست از خانه زده باشم بیرون؛ آن چندتا هم برای موقعی بود که نزدیکان فراخوانی کرده بودند که احتمالاً نمی‌شد رد کرد. (اساساً #سیزده_به_در در خانواده ما پیش‌آمدی نیست که آن‌گونه که دیگران پای‌بند به انجامش هستند، […]