دانشگاه و توسعه (موخره): برای شروع چه کار کنیم؟

حتی اگر همین روند نابسامان، ناهمگون و تبعیض ساز کنکور و انتخاب رشته فعلی را داشته باشیم باز هم ایده دانشگاه مستقل نباید امر محیر العقولی باشد. شاید برای نیل به این موضوع، ابتدا باید چنین موضوعی را به صورت پایلوت در بعضی از رشته‎ها آزمون کرد اما بیش‎تر از آن که ما مشکل تکنیکال […]

دانشگاه و توسعه (سوم) : در آرزوی نهادی به نام دانشگاه

دانشگاه باید در مدار توسعه حرکت کند، چه توسعه اقتصادی، چه توسعه فرهنگی، سیاسی یا اجتماعی، یگانه وظیفه دانشگاه در این میان، تربیت نیروی انسانی است. بحث من عمدتا درباره اقتصاد است، وقتی درباره توسعه اقتصادی صحبت می‎شود و اسم دانشگاه به میان می آید در واقع داریم از نیروی انسانی مولد در اقتصاد صحبت […]

دانشگاه و توسعه (دوم): بی‎اثرسازی آموزش عالی

عدم پرداخت هزینه‎ی آموزش عالی در ایران، آنقدر ارزش و کارآمدی این کالا را پائین آورده است که فارغ التحصیلان دانشگاه‎ها، شانس کمتری در بازار کار دارند![۱] در واقع شما وقتی وارد دانشگاه شوید، به نسبت یک کسی که مستقیم وارد بازار کار شده است، شانس کمتری برای تصاحب موقعیت شغلی دارید. تحصیلات عالیه در […]

دانشگاه و توسعه (یکم): چرا هزینه تحصیل دیگران را من باید بدهم؟

کارفرما،‌ چیزی در حدود ۱۵۰هزارتومان ماهانه از حقوق من مالیات کسر می‎کند، این علاوه بر آن ۹درصد مالیات بر ارزش افزوده‎ای است که برای کالا و خدماتی که استفاده می‎کنم می‎پردازم. وقتی به این موضوع فکر می‎کنم که این مالیات‎ها، خرج دانشجویان در دانشگاه‎ها می‎شود، قلبم به درد می‎آید. چرا من باید هزینه تحصیل یک […]

شادکامی و سیاست‎گذاری عمومی: چرا این ره که می‎رویم به ترکستان است؟

در زمان جنگ جهانی دوم، یک خبرنگار اروپایی با موسولینی، رهبر ایتالیا، مصاحبه‎ای کرد و گفت: «جناب موسولینی، من هشت ماه است که در کشور ایتالیا سیاحت می‎کنم، در کارخانه‎ها، کارگران فقیر، بیمار، بی‎معلومات و عقب افتاده‎اند؛ در مزارع کشاورزان و زارعان همین وضع را دارند؛ در موسسات آموزشی و پرورشی همین وضع را می‎بینم، […]

درباره یک استاندارد دوگانه: روسپی‎گری و فروش کلیه

فروختن کلیه یا پلاسمای خون برای امرار معاش را مذموم نمی‎دانیم، حتی به‎گمانم تلقی مثبتی نیز وجود دارد، تعبیری از «از خودگذشتگی» یا «فداکاری» برای پدری که کلیه‎اش را برای درمان سرطان دخترش فروخته است می‎کنیم، برای او ارج و قرب خاصی قائلیم اما در عین‎حال با «فاحشه» خطاب کردن کسی که روسپی‎گری را برای […]

دردی که استارتاپ‎ها از جامعه دوا می‎کنند

خاک چندروز الکامپ استارز هنوز روی شانه هایم نشسته است که انگیزه ای یافتم برای نگارش نوشتاری که توضیح دهد چطور «استارتاپ ها»، «روحیه کارآفرینی» و در نهایت «اکوسیستم»ی که این‎ها در جامعه فراهم کرده‎اند موجب بهبود و یا حتی در بعضی موارد حل برخی از چالش‎های اجتماعی در جامعه شده‎اند. مواردی که ذکر می‎شوند […]

جامعه‎شناسی به‎مثابه اژدهاکُشی

نقل است: «سال‎ها پیش ایرانی بزرگواری به چین رفت و در رشته اژدهاشناسی تحصیلات خود را با موفقیت گذراند و پس از اخذ مدرک دکترای اژدهاشناسی به ایران بازگشت، اما با این حقیقت تلخ مواجه شد که برای وی بازار کاری وجود ندارد؛ در ایران نه اژدهایی وجود داشت و نه نیازی به شناخت آن […]

درباره کنج‎دنج

شاید این نوشته من رنگ و بوی روان‌شناسی بگیرد یا شبیه این نوشته‌های موفقیت شود، از این‌ها که موفقیت در بیست گام و زندگی خوب در دو هفته و پولدار شدن تنها با یک حرکت است، شاید شبیه این‌ها باشد، اما نوشته من روان‌شناسی موفقیت نیست، اگر خودم بخواهم دسته‌بندی کنم اسمش را می‌گذارم تجربه […]

چند نکته درمورد میانه‎روی با نگاهی به کتاب اعتقاد بدون تعصب پیتر برگر

با گسترش پدیده دین گرایی در غرب دو واژه «نسبی‌گرایی» و «بنیادگرایی» به‌شدت سر زبان‌ها آمدند، نسبی گرایی داعیه‌دار تسامح با مهاجرین، ادیان و فرهنگ‌های گوناگون بود و از طرف مؤمنین و اقلیت‌های فرهنگی نیز مدافع تقلیل دستورهای دینی و فرهنگی به موازین جامعه میزبان؛ بنیادگرایی نیز در هر دو سو بر آتش مخالفت می‌دمید […]