جوا‎ل‎دوزی به خود

جستاری درباره اقتصاد مقاومتی و کاری که از دست ما بر می‎آید* زمانی در همین کره خاکی، نیاکان ما برای تصاحب منابع اندک و ارضای نیازهای خود دست به خشونت و تهاجم می زدند؛ در ابتدا که ساختارهای همکاری میان گونه‎ی انسانِ هوشمند ضعیف بود این نزاع ها به صورت انفرادی رخ می داد اما […]

درباره کنج‎دنج

شاید این نوشته من رنگ و بوی روان‌شناسی بگیرد یا شبیه این نوشته‌های موفقیت شود، از این‌ها که موفقیت در بیست گام و زندگی خوب در دو هفته و پولدار شدن تنها با یک حرکت است، شاید شبیه این‌ها باشد، اما نوشته من روان‌شناسی موفقیت نیست، اگر خودم بخواهم دسته‌بندی کنم اسمش را می‌گذارم تجربه […]

چند نکته درمورد میانه‎روی با نگاهی به کتاب اعتقاد بدون تعصب پیتر برگر

با گسترش پدیده دین گرایی در غرب دو واژه «نسبی‌گرایی» و «بنیادگرایی» به‌شدت سر زبان‌ها آمدند، نسبی گرایی داعیه‌دار تسامح با مهاجرین، ادیان و فرهنگ‌های گوناگون بود و از طرف مؤمنین و اقلیت‌های فرهنگی نیز مدافع تقلیل دستورهای دینی و فرهنگی به موازین جامعه میزبان؛ بنیادگرایی نیز در هر دو سو بر آتش مخالفت می‌دمید […]

در روزهای آخر اسفند

به دلایلی که خود موضوع نوشتاری دیگر است، تمایل دارم از هیاهوی عید تا حد ممکن فاصله بگیرم و دامانم را این زرق‌وبرق و تکاپوی هرساله پاک نگاه دارم؛ این فاصله گرفتن که سال‌به‌سال پر عمق‌تر و مؤثرتر می‌شود، مزایایی دارد، در یک مورد این‌که اجازه می‌دهد نگاه کلی و برون به درونی به مسئله […]

تراژدی رمانتیک بودن

برای پیدا کردن درگیری ذهنی تازه در روزگاری که به سادگی نمی‌گذرد، به نشست «مطالعات عاطفه در ایران» که در دانشکده خودمان –دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی- بود رفتم. جستارها و موضوعاتی که در نشست مطرح شد بعلاوه دغدغه‌های شخصی و بیش بر این‌ها، رنجی که خود از حضور در جامعه هنجار زده می‌برم […]

تأملاتی درباره اخلاقی زیستن با نگاهی به کتاب فلسفه اخلاق جیمز ریچلز

مسئله اخلاق از آنجا که دقیقاً دست می‌گذارد در منفعت شخصی آدم و دست و پای آدم را در شرایطی می‌بندد که آدمی میان سود شخصی‌اش و حالا التزام به دستوراتی که روشن نیست از کجا آمده‌اند گیر کرده؛ حائز اهمیت است و دوباره ازآنجاکه دست و پای آدم را می‌بندد تعارض بزرگی با هویت […]

پیرامون چرایی و چگونگی «تغییرات» عموماً منتالی

  چند وقتی است جایی تکه کاغذی چسبانده‌ام که درباره «تغییر» بنویسم، حرفی که مدت‌ها در فواصل گلویم خشک‌شده و اذیت می‌کند. ازآنجاکه به قول امیرخانی در پیش‌گُفتار نفحات نفتش این نوشته‌ها از گونه نوشته (essay) است و نه مقاله (article) دست و قلمم باز است هرآن گونه که می‌خواهم به این مقوله بپردازم و […]

مرشد و مارگریتا، نیاز به غیرطبیعی بودن

The Master and Margarita

دو هفته اول اردیبهشت رمان «مُرشد و مارگاریتا» از میخائیل بولگاکف دستم بود، همین‌قدر درباره کتاب بگویم که جایگاه کتاب را در کتابخانه‌ام از کنار نوشته‌های «جوجو مویز» به قفسه و ردیف «برادران کارامازوف» و «زوربای یونانی» ارتقا دادم! صرف در اندیشه آوردن واژه‌ها و فضاسازی‌ها برای من که یک ذهن کاملاً خوکرده به رمان‌های […]

گزارش به خویشتن: اصفهان، شهرکرد و کوهرنگ

درباره این سفرنامه اگر شاردن بخوانید، ناصر خسرو را بشناسید و یا سفرنامه برادران امیدوار را دیده باشید احتمالاً با من هم عقیده‌اید که صرف خواندن «سفرنامه» چقدر لذت بخش و مفرح است، و از آنجا که برای خواندن هر سفرنامه لذت بخشی نیاز هست یک نفر سفرنامه لذت بخشی بنویسد ما کماکان نیاز به […]

از دو که حرف می‌زنم، از چه حرف می‌زنم؟

کتاب

بعضی موقع ها نمی‌دانم درباره یک سری از موضوعات چه بگویم، عجیب نیست؟ برای منی که به یاد ندارم در پاسخی مانده باشم و یا کلماتی هرچند نامناسب برای بیان منظورم نیابم. الان یکی از همان وقت‌هاست،‌ کتاب عجیبی را به پایان برده‌ام و نمی‌دانم درباره‌اش چه بگویم (الان سوالی پیش آمد که چرا باید […]