امر ایشان بر من

در روزگار پیونددار به گمارش آقای ولایتی به کسوت رئیس هیئت‌امنا دانشگاه آزاد اسلامی چنین نوشته‌ای را برای یک نشریه دانشجویی دولتی نوشتم، ولی به یاد خاطره خوش از ایشان در مناظرات ۹۲ از انتشار آن صرف‌نظر کردم تا امروز که دریافتم سه تن از مدیران رسانه‌های وابسته به #دانشگاه_آزاد برکنار شدند و پیش از آن برکناری میرزاده و یاسر هاشمی و نامه سیدحسن خمینی به رئیس‌جمهور من را به یاد چنین نوشته‌ای انداخت، مقاله متقن و فرجام داری نیست، درد و دلی است دوستانه!

شاید بتوان دانشگاه آزاد اسلامی را جز اندک دستاوردهای جمهوری اسلامی دانست که پس از انقلاب نهالش کاشته و میوه‌اش چیده شد، بدون تضییع بیت‌المال در جای‌جای مملکت پایش را کوبید و آرزوی دانشگاه رفتن را برای مردم ایران دست‌یافتنی و ملموس‌تر کرد و در بسیاری از عرصه‌ها حتی از دانشگاه‌های دولتی تراز اول کشور که چشم امید بر بیت‌المال مملکت دوخته‌اند گوی همآوردی را ربود و نه‌تنها به یک بنگاه علمی یکه‌تاز تبدیل گشت بهتر از آن، اینکه به‌عنوان یک بنگاه اقتصادی سودآور دست به سرمایه‌گذاری بر طرح‌های پژوهشی و شرکت‌های #دانش‌بنیان زد و یک‌تنه بار اقتصاد مقاومتی را در این میدان بر دوش کشید و به نقطه درخشان و مثال‌زدنی کارنامه انقلاب تبدیل شد.

و این کامیابی عظیم جز با دوراندیشی و عاقبت‌اندیشی آیت‌الله #هاشمی_رفسنجانی انجام پذیر نمی‌شد و حضور پرتاثیر ایشان بر جایگاه رئیس هیئت‌امنا، این دانشگاه را همواره از گزند چشم تنگان دور و از مصائب درپناه نگه می‌داشت که با کوچ این مرد مجاهد افزون بر از دست دادن سیاستمداری دوراندیش در عرصه سیاست، دچار خسران از دست دادن ایشان در گردانش و جهت‌دهی دانشگاه آزاد شدیم و این ضایعه نِشانه‌هایش را سال‌های پس از این به خوبی نمایان خواهد کرد.

دانشگاه آزاد اسلامی علی‌رغم برابرکرد کامل پایه‌ها آموزشی‌اش با وزرات علوم، همواره استقلال خود را در تصمیم‌گیری‌ها داشته و (اگر پیشامد وقف را کنار بگذاریم) نظرات خود را همواره به کرسی نشانده و این از برای ترکیب مناسب هیئت‌امنا و حفظ بدنه سازمان دانشگاه از ورود افراد با افکار مخالف (نه لزوماً نادرست) بوده و این یک پارچگی و پویش روبه‌جلو برآمده از همین دو علت است؛ جدا از آن دانشگاه آزاد اسلامی به جهت حضور افراد قدرت‌مند در جایگاه‌های مناسب دارای یک قدرت لابی‌گری بلامنازع در تمام عرصه‌های شکل‌گیری قدرت در مملکت است که توانسته چه در مجلس و چه در شورای عالی انقلاب فرهنگی متضمن منافع این بنگاه علمی اقتصادی باشد.

اما آن روی سکه موفقیت‌های مادی و معنوی دانشگاه آزاد اسلامی، شکل‌گیری یک جریان به تعبیری چشم تنگ که سال‌هاست کوشش مذبوحانهای در نفوذ به حیاط‌خلوت اصلاح طبان (به تعبیر خودشان) دارند که تاکنون ناکام مانده است آن‌هم به آوندهایی که پیش‌تر یاد آوری شد. در سایه فقدان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در کسوت رئیس هیئت‌امنا، وجود یک فرد برآمده از بدنه دانشگاه آزاد که ناوابستگی تصمیم‌گیری داشته باشد و از پس راهبرد یک سازمان با چندین صفر در کنار رقم دارای هایش و اندی دانشجو، کارمند و استاد که بی‌گمان درگیری زیادی با بسیاری از خانواده‌ها را داراست، داشته باشد.

بی‌شک در روزهای رحلت آیت‌الله گزینه‌هایی در ذهن دغدغه مندان عبور کرده است، افرادی هم‌چون #ناطق_نوری و یا حتی سید #حسن_خمینی که در اذهان به‌نوعی دنباله‌رو مسیر آیت‌الله و پیگیر سیاست‌ها و مشی او در امور بودند، انگاشته می‌شدند، از طرفی هم آسودگی خاطری نسبت به خروجی تصمیم هیئت‌امنا وجود داشت و در روزگاری که توجه‌ها معطوف به دشامد ساختمان پلاسکو و دل‌ها داغدار سوگ آتش‌نشانان جان فشان بود، در خروجی برخی خبرگزاری‌ها، تعیین علی‌اکبر ولایتی به‌عنوان رئیس هیئت‌امنا از سوی رهبر ارجمند انقلاب نقش‌بست.

جدا از بررسی ابعاد شخصی دکتر علی‌اکبر ولایتی و تواناییهای ایشان که از حوصله این متن بیرون است، تصمیم‌گیری برای هیئت مؤسس دانشگاه آزاد از بیرون از آن می‌تواند خدشه‌ای جبران ناشدنی بر پیکره این سازمان وارد نماید، و این امر از سوی رهبری انقلاب مسبوق به سابقه است، و نکته‌ی نگران‌کننده در به کارگماری علی‌اکبر ولایتی بر این مسند، عدم استقلال ایشان در تصمیم‌گیری‌ها و برتری دادن صلاحدیدهای حکومتی بر منافع دانشگاه آزاد است، ایشان تألمات خاطر (نه لزوماً منافع) حاکمیت را بر منافع دانشگاه آزاد ارجح می‌دانند و این زنگ خطری برای آینده دانشگاه آزاد است. امید است که با حفظ فاصله بدنه دانشگاه آزاد از حاکمیت همچنان شاهد رشد و درخشانی روزافزون این بنگاه علمی – اقتصادی باشیم.

پاسخ دهید